جمال الدين محمد الخوانساري
51
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كن بر خدا وسهل انگارى كن در كسب أمور دنيا وقبل از اين مكرر مذكور شد كه نصيبي كه البتة باين كس خواهد رسيد قدرى است از دنيا كه حتما تقدير شده كه آن برسد ونصيب أو كمتر از آن نباشد وهمچنين روزى كه خدا ضامن شده از براي هر جنبنده يك قدرى است از روزى كه بآن زندگانى تواند كرد هر چند با تعب وزحمت باشد وبنا بر اين منافاة ندارد با آنچه دلالت دارد بر مدخليت سعى در بعضي أمور دنيوية وانتهاى آنها بر آن . اگر كسى گويد كه : بنا بر اين مترتب نمىگردد بر آن آنچه مترتب شده از امر براحت دادن نفس از بدبختى حرص وخوارى طلب جواب گوئيم كه ترتب آن باعتبار اين است كه اگر هيچ قدرى ضرور نبود وخدا أصلا ضامن آن نمىشد اگر كسى حرص مىداشت ممكن بود كه معذور باشد در آن باحتمال اين كه اگر آن نباشد مضطر گردد وأصلا روزى باو نرسد واما هرگاه داند كه قدر ضروري البتة باو مىرسد وحق تعالى ضامن آن شده پس متحمل زحمت وتعب حرص شدن كمال بيخردى است نهايت مرتبه اين است كه كسى مرتكب قدرى سعى شود از براي توسعه بر خود وعيال وصرف كردن در خيرات ومبرات واما حرص زياد در سعى از براي جمع كردن وبر روى هم گذاشتن چنانكه طريقه جمعى است كه بحرص دنيا مبتلا شده اند پس أصلا وجهي ندارد . 3790 انّك لست بسابق اجلك ولا بمرزوق ما ليس لك فلما ذا تشقى نفسك يا شقىّ . بدرستى كه تو نيستى پيشى گيرنده مرگ خود را ونه روزى داده شده آن چيزى را كه نيست از براي تو پس از براي چه چيز بدبخت مىگردانى نفس خود را اى بدبخت ، خطاب با كسى است كه حرص زياد داشته باشد در طلب دنيا وباين اعتبار أو را بدبخت فرمودهاند ، ومراد اين است كه تو پيشى نگيرى بر اجل يعنى نتوانى كه از مرگ بگريزى وپيشى گيرى بر آن وآن بتو نرسد پس عمر تو همان